لیدای من
ﺷﻌﺮﻫﺎﻳﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﻫﻴﺞ ﻛﺲ ﻧﻴﺴﺖ چوﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﻳگاﻧﻪ ﺍی ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺷﻌﺮﻫﺎی ﻣﻦ ﺗﻮیی...
درباره وبلاگ


ﺻﻔﺤﻪ ی ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪگی ﺍﻡ
ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻧﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ
ﺗﻮ ﺷﺪی ﺗﻚ ﺗﻚ ﻛﻠﻤﺎﺗﺶ
ﻫﻤﻪ ی ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺶ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ
با ع ش ق
ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﻳﺶ
ﻫﻤﺮﺍﻩ باش ...
لیدای من

مدیر وبلاگ : Admin
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
6 دی 96 :: نویسنده : Admin
شخصی بود که تمام زندگی‌اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت همه می‌گفتند به بهشت رفته‌است. آدم مهربانی مثل او حتماً به بهشت می‌رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد دختری که باید او را راه می‌داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت، او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت‌نامه یا کارت شناسایی نمی‌خواهد، هرکس به آن‌جا برسد می‌تواند وارد شود.

آن شخص وارد شد و آن‌جا ماند. چند روز بعد، ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه پطرس قدیس را گرفت پطرس که نمی‌دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده است؟ ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت: آن شخص را که به دوزخ فرستاده‌اید آمده و کار و زندگی ما را به هم زده‌است؛ از وقتی که رسیده نشسته و به حرف‌های دیگران گوش می‌دهد، در چشم‌هایشان نگاه می‌کند و به درد و دلشان می‌رسد حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت وگو می‌کنند، یکدیگر را در آغوش می‌کشند و می‌بوسند. دوزخ جای این کارهانیست! بیایید و این مرد را پس بگیرید.

وقتی راوی قصه‌اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
«با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی،
خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند»

پائولو کوئلیو




نوع مطلب : داستان عاشقانه، 
برچسب ها : بهشت، جهنم، دوزخ، عشق، مهربانی،
لینک های مرتبط :

11 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟
این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟
این چه ماهی است که در روزها هم در آسمان است و نور میدهد؟
این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟
این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟
این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟
خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟
چقدر مهربان است مهر و محبت در وجود اوست.
هدیه خداوند برای من از بهشت است ، فرشته ای که مسافر بهشت است.
خدا برایم این مسافر را از بهشت فرستاده تا برای همیشه  این مسافردر قلبم بماند.او بهشت را دیده و می داند چقدر زیباست!
خدایا این مسافر کیست که اینقدر قلبش از محبت می تپد ، او کیست که اینقدر از چشمانش مروارید می ریزد ، از دستانش گرما احساس می شود ، و از نگاهش عشق خوانده میشود؟
او کیست که آمده در قلبم  غوغا به پا کرده و مرا دیوانه خودش کرده؟
او از سرزمین رویایی آمده سرزمینی که همه آرزوی دیدن آن را دارند.
او از بهشت آمده با کوله باری از امید و آرزو.
با ابرها همسفر بوده ابرهایی که رنگین کمان ریلهای آن بودند.
من افتخار میکنم عاشق فرشته و مسافری از بهشت خداوند شده ام!






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : بهشت، لیدای من، مسافری از بهشت، عاشق، معشوق،
لینک های مرتبط :



 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic