لیدای من
ﺷﻌﺮﻫﺎﻳﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﻫﻴﺞ ﻛﺲ ﻧﻴﺴﺖ چوﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﻳگاﻧﻪ ﺍی ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺷﻌﺮﻫﺎی ﻣﻦ ﺗﻮیی...
درباره وبلاگ


ﺻﻔﺤﻪ ی ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪگی ﺍﻡ
ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻧﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ
ﺗﻮ ﺷﺪی ﺗﻚ ﺗﻚ ﻛﻠﻤﺎﺗﺶ
ﻫﻤﻪ ی ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺶ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ
با ع ش ق
ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﻳﺶ
ﻫﻤﺮﺍﻩ باش ...
لیدای من

مدیر وبلاگ : Admin
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
9 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin
تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی لیلی عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق مجنون به لیلی عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم







نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، دوستت دارم، عاشقتم،
لینک های مرتبط :

9 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin

هوایت که به سرم میزند

دیگر در هیچ هوایی

نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوای بی تو!






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، هوای بی تو،
لینک های مرتبط :

9 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin

 بعضیا هستن آهنگای شاد دیگه به دلشون نمیشینه...!

 

 بعضیا هستن دلشون میخواد هیچ كس سكوتشون رو نشكنه...!

 

 بعضیا هستن زندگیشونو با دنیای مجازی پر میكنن...!

 

 بعضیا هستن جای شب و روزشون عوض شده...!

 

 بعضیا هستن دلشون میخواد یكی رو داشته باشن دوست داشتنش واقعی باشه...!

 

 بعضیا هستن دیگه از آدما میترسن...!

 

 بعضیا هستن تیپ مِـشـكی رو به هر تیپی ترجیح میدن...!

 

 بعضیا هستن همه جا تنهان و خنده های دیگران رو گوش میدن...!

 

 بعضیا هستن هی از خدا گِـله میكنن....!

 

 بعضیا هستن عاشق نوشته های پردردن چون دردشونو قشنگ توصیف میكنه...!

 

 بعضیا هستن خنده هاشون تلخه و گریه هاشون دیگه آرومشون نمیكنه...!

 

 بعضیا هستن دوس دارن شاد شن ولی همه ش فاز غم دنیاشونو میگیره...!

 

 بعضیا هستن دلشون شكسته ولی صداشو درنیاوردن...!

 

 بعضیا هستن از زندگی خسته ن ولی بخاطر بعضیا دارن زندگی میكنن...!

 

 این بعضی ها عجیب شبیه منن !!!






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : بعضی ها، داغون، لیدای من، عشق من، لیدیای من،
لینک های مرتبط :

9 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم

 

بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی

 

 نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی

 

اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،

 

صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم

 

اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم

 

اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست

 

اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما همیشه به پات میمونم که برگردی

 

اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون

 

"من قبل از تو میمیرم"





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، گریه، عاشق،
لینک های مرتبط :

6 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin
تو زلیخایی و من یوسف آشفته سرم

دوست دارم که خودم پیرهنت را بدرم!

تو هر اندازه که بگریزی و پرهیز کنی،

من همان قدر به آغوش تو مشتاق ترم!...







نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : لیدای من، زلیخای من،
لینک های مرتبط :

6 اردیبهشت 95 :: نویسنده : Admin
او استکان چایی خود را نخورد و رفت
بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت

گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی
تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت

گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات
یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت

گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با!
در بیت اخرین غزلم دست برد و رفت

یعنی به قدر چای هم ارزش...؟نه بی خیال
او استکان چایی خود را نخورد و رفت





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : استکان چای، لیدای من،
لینک های مرتبط :

29 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، کار سختی پیش رو نباشد.

آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت،

دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به عزیزانت و آنانی که دوستشان داری ...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، آرامش،
لینک های مرتبط :

29 فروردین 95 :: نویسنده : Admin



اگـر دلـت را  شـڪسـتنـد...

در تـاریڪے و خلـوت خـودت نـالـہ ڪن..

چـون آدم ها سمـعـڪ ندارنـد...

ڪہ صـداے نالـہ اے را بشـنونـد...

عیـنڪشـان هـم گـم شـده....

نمـے بیـننـد ڪہ گلـے پـر پـر شـده..!




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، گل پرپر،
لینک های مرتبط :

27 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
لیلة‌الرغائب
امشب اول از همه برای تو دعا میکنم تو که بهترینی
تو که زیباترین بانوی شهری


دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
در انحصار قطره های اشک نبینم
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند




نوع مطلب :
برچسب ها : دعا، لیلة‌الرغائب، لیدای من، زیباترین بانوی شهر،
لینک های مرتبط : لیدای من،

26 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
حالا که قلب من عاشق تو هست ، حالا که بعد از مدتی دل من دیوانه تو است بیا و به من و این عاشقم عشق بورز.

دوستت دارم ، به خدا خیلی دوستت دارم .
این کلام مقدس تنها لایق تو است ، پس میگویم تا باور کنی که خیلی دوستت دارم.
تو برایم خیلی عزیزی عزیزم ، تو یک قبله امید برای منی.
در برابرت سجده میکنم ای قبله امیدم تا تمام آرزوهایی که با تو دارم به حقیقت تبدیل شوند.
با من مثل روزهای گذشته باش ،
حالا که من دیوانه وار تو را دوست دارم تو نیز عاشقانه مرا دوست داشته باش.
اگر اشتباه کردم ، مرا ببخش ، اگر با قلبت مدارا نکردم مرا ببخش ، به خدا خیلی دوستت دارم و طاقت یک لحظه غمت را ندارم.
تا مرا داری شاد باش ، با شادی تو من نیز آرامم.
به من عشق بورز ، من به محبت کن ، مرا باور کن ،با مهر و محبتت مرا شاداب کن .
تنها امیدم تویی ای تمام هستی ام ، تنها عشقم تویی ای تمام زندگی ام.
باور کن که جز تو تنها خدا را دارم.
پس به آن خدایی که میپرستم دوستت دارم عزیزم.




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : قلب من، لیدای من، عاشق، دوستت دارم،
لینک های مرتبط :

26 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد  که زیباترین قلب را در آن  شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. مرد جوان   در کمال افتخار ... با صدایی بلند تر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت: « اما قلب  تو به زیبایی قلب من نیست.»

مرد جوان  و  بقیه ی  جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید. قسمت هایی از قلب او  برداشته شده  و  تکه هایی  جایگزین  آنها شده  بود.  اما آنها بدرستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند  و  با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.

مرد جوان به قلب پیرمرد  اشاره  کرد  و  با خنده  گفت : « تو حتما شوخی می کنی...قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.»

پیرمرد گفت:« درست است قلب تو سالم  به نظر  می رسد  اما من هرگز قلبم  را  با قلب تو  عوض نمی کنم. می دانی؟ هر کدام از این زخم ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام. من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام.  گاهی او  هم  بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار دادم. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند  گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند. چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.

بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی  بخشیده ام  اما  آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها نیز روزی بازگردند و این شیار های عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند...حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟»

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و  بخشی  از  قلب  پیر و زخمی  خود را جای  زخم قلب مرد جوان گذاشت.  مرد جوان به قلبش نگاه کرد.

دیگر سالم نبود .... اما از همیشه زیباتر بود. عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.

                                                                                                          

 

                       تهیه شده از کتاب: هفده داستان کوتاه کوتاه از نویسندگان ناشناس




نوع مطلب : داستان عاشقانه، 
برچسب ها : بهترین قلب، لیدای من، lidayeman.ir،
لینک های مرتبط :

25 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
♥لحظه ها را مینگارم که یادم نرود، لحظه ی پیشتر هم گذشت و به خاطره ها پیوست. گاهی که مخاطبِ شنوا نیست، نگاشتن سامع مطلقی میشود که همیشه صبورانه و بی گلایه میشنود. لحظه ها نه محصور میشوند و نه محدود، اما خاطره ها همیشه و همیشه میمانند. یادمان نرود که لحظه ها را امان گریز ندهیم. گاه تبسمی، مددی، باهم بودنی،به یاد م بودنی، کنار هم بودنی، و در خاطر هم ماندنی لحظه ای باقی میشود و گاه روزها و ماهها و سالها میگذرند و هیچ بر جای نمینهند. دیروز کنار پنجره تراس بودم، نه واقعا دیروز نبود، انگار همین دیروز بود، ولی چه زود گذشت. چند روز، چند ماه، چند سال،…. لیدای من روی مبل دو نفره نشسته بود هی با موهاش بازی میکرد اما با تلفن هم حرف میزد
از همه ی ان لحظه ها بوی یاس برایم مانده است و خاطراه ی سراسر شیرین با او بودن. ….انگار همین دیروز بود باورم نمیشود چقدر زود خاطره میشویم ♥

دیروز بود که گفتی عاشقمی و...

تنهام گذاشتی ورفتی

 دیگه حرفی برای گفتن ندارم جز تنهایی کاری ندارم ...




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : خاطره، لیدای من،
لینک های مرتبط :

20 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
تولد بی کسی ها مبارکککککککککککککککککککک.....................!!!!!!
منم زاده بهار،
مردی از دیار فراموشی هاو تنهایی مطلق،
من زاده ی امروزم،
امروز بهاری.
روزی از فصل خوب خدا پر از سرسبزی و نشاط،
آری این منم مرد بهار.
مردی بهاری اما با دلی به سفیدی برف زمستان و سردی سرمایش.
مردی از جنس بهار اما به دور از نشاط و شادمانی طبیعت بهاری!!!
دلی دارم به پاکی و صفای بهار،اما پر از زخم نیش خارهای پاییزی!!!


20 فروردین ماه



خداجونم چی میشد حداقل روز تولدم از ته دل شادم میکردی خودتم خوب میدونی خیلی وقته هیچی از ته دل شادم نمیکنه و خوب میدونی چی ازت میخوام،پس دست رد به سینه ام نزن خداجونم حداقل خدای خوبم خدای مهربونم تنها کسی باش که بهم کادوی تولدی میده که آرزوشو دارم و برام بهترینه
دیروز شمس الشموس بود دعاهام همش بوی او رو میداد میدونم سخته ، اما نه برا شما خواهش میکنم میدونم گناهه اما من میخوام با این گناه بسوزم.... تو رو خدا.




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : روز تولد من، لیدای من،
لینک های مرتبط :

18 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد

اما هر وقت تنم ب جماعت بینا خورد گفتند:مگه

کوری؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

روزگارت بی نیاز از این جماعت بینا!




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، جماعت بینا،
لینک های مرتبط :

14 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

 

خــدایا ؟


کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .

 

مــی خــواهـــمـــ در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !
 


... ایـن یـک اعــتـرافــــــ اســت . . .
 


مــن بــی او دوامــ نــمی آورمــ . . .
 


حــتــی تــا صــبح فـــردا . . . !.!
 




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : خدایا، لیدای من،
لینک های مرتبط :

14 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
افسار (محسن چاوشی)

گفته بـــودم بی تو می میــرم ولی ایــن بار ، نه

گفته بـــودی عاشقـــم هستی ولی انگــار ، نه

هـــرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست

خو نمی گیــــرم به این تکــــرارِ طوطیــــوار ، نه

تا که پا بندت شَــوَم از خـــویش می رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشــم ولی ســــربار ، نه

دل فروشی می کنی گویا گمان کــــردی که باز
با غــــرورم می خـــــرم آن را در این بــازار ، نه

قصد رفتن کـــــرده ای تا باز هـم گویــم بمـــان
بار دیگـــر می کنــم خواهش ولی اصــــرار ، نه

گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه

آسمان را ابر فراگرفت و دنیا سرد شد
من چگونه زیر خاک و سنگ در درون قبر دلخوش باشم ؟

می روی اما خودت هم خــــوب می دانی عزیـــز
می کنی گاهــی فــــرامـوشم ولی انکـــار ، نه

سخت می گیـری به من با اینهمه از دست تـو
می شوم دلگیـــر شایــد نازنیــن ، بیــــزار ، نه

داد و بیداد ، من تک و تنها ماندم
مگر قیامت فرا رسد تا بارِ دیگر کنار یکدیگر بنشینیم




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : محسن چاوشی، افسار،
لینک های مرتبط :

14 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
نه نمی دانی...!
هیچکس نمی داند...!
پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد...!
نمی دانی...!
کسی نمی داند.....!
این آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...!
چقدر خسته ام میکند...!

 




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : خسته ام،
لینک های مرتبط :

11 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

ای مهربانترینم ای فرشته ی خوبی ها ، ای خوشبوترین عطر ، ای که صدایت دلنوازترین و نگاهت دلکش ترین نگاه هاست ...

ای ستودنی ، ای دلرباترین ، ای از دل زیباییها بیرون كشیده شده ، ای خود زیبایی ، ای مروارید درخشانی كه قرنهاست همه ی صیادان دریا در پی صید آن هستند تا نگین تاج بزرگترین شاهان كشور گشا باشد ...

آه ... كدامین واژه ها را از كدامین كتاب عاشقانه وام بگیرم تا باز گوی آنچه كه در نهان من می گذرد باشد و دوست داشتنم را توصیف کند ؟ آه ... ای خود عشق

آه ... ای ستاره ها ، ای كهكشانهای دور كه فروغ تان از چشمان عزیزترینم كمتر است و  آه ... ای آتشكده های خاموش پارسی ،  كه شعله های دیرین تان به آتش عشقم نخواهد رسید .... آه ای همه ... می خواهم بدانید که دوستش دارم آن را که لیدا صدایش می کنم






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من،
لینک های مرتبط :

11 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
تو را دوست دارم

بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق هایِ مدرسه
بیشتر از تقلب در امتحان

حتا بیشتر از بستنی هایِ قیفیِ قدیم
پفک هایِ طعمِ پنیر
تو را بیشتر از توپهایِ پلاستیکی
کوچه هایِ خاکی

بخدا تو را از خوابِ نرسیده به صبح هم،
بیشتر دوست دارم

بیشتر از صبح هایِ جمعه
عصرهایِ لواشک، آلوچه

تو را از زنگهایِ تفریح هم
بیشتر دوست دارم

بیشتر از خیلی
بیشتر از زیاد!

من،
تو را یه عالمه دوست دارم




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، دوستت دارم،
لینک های مرتبط :

11 فروردین 95 :: نویسنده : Admin
خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟
این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟
این چه ماهی است که در روزها هم در آسمان است و نور میدهد؟
این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟
این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟
این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟
خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟
چقدر مهربان است مهر و محبت در وجود اوست.
هدیه خداوند برای من از بهشت است ، فرشته ای که مسافر بهشت است.
خدا برایم این مسافر را از بهشت فرستاده تا برای همیشه  این مسافردر قلبم بماند.او بهشت را دیده و می داند چقدر زیباست!
خدایا این مسافر کیست که اینقدر قلبش از محبت می تپد ، او کیست که اینقدر از چشمانش مروارید می ریزد ، از دستانش گرما احساس می شود ، و از نگاهش عشق خوانده میشود؟
او کیست که آمده در قلبم  غوغا به پا کرده و مرا دیوانه خودش کرده؟
او از سرزمین رویایی آمده سرزمینی که همه آرزوی دیدن آن را دارند.
او از بهشت آمده با کوله باری از امید و آرزو.
با ابرها همسفر بوده ابرهایی که رنگین کمان ریلهای آن بودند.
من افتخار میکنم عاشق فرشته و مسافری از بهشت خداوند شده ام!






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : بهشت، لیدای من، مسافری از بهشت، عاشق، معشوق،
لینک های مرتبط :

11 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

ای عزیزتر از جانم...

نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را

نمی دانم که حس کردی سکوتم را

ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم

وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم

عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : لیدای من، عزیزتر از جان،
لینک های مرتبط :

9 فروردین 95 :: نویسنده : Admin

چقدر درک شدن دلنشین است،
این که گاهی دوستی، همدمی، همراهی باشد
که تو را بفهمد،
و بداند ک تو همیشه همان عشق آرام و صبوری
که گاهی بی حوصله می شود،
داد و فریاد راه می اندازد و همه را بهم می ریزد،
این که کسی باشد که بفهمد بی حوصلگی هایت،از سر خستگیست
و به جای ناراحت شدن و اخم کردن،
حرف هایت را به دل نگیرد و آرامت کند،
خوب است کسی باشد که تو را بپذیرد و کنارت باشد،
با همه بی حوصلگی هایت،
با تمام اعصاب خوردی ها و غر زدن هایت،
و یادش نرود که تو همان خوب همیشگی هستی،
که فقط کمی خسته شده
کمی خست






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : درک شدن، لیدای من،
لینک های مرتبط :

4 فروردین 95 :: نویسنده : Admin



 ❣کاش قلبـم

همیشه برای خودم بود

چه فایده

برای مـن است وَ
بـرای تو می تپد  . . .

صاحبش منم وُ
افسارش به دست تو  . . .






نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : قلب، لیدای من،
لینک های مرتبط :

4 فروردین 95 :: نویسنده : Admin



✨ در آن لب‌هاےِ …

✨ افسونگر چه دارے ؟

✨ در آن دڸ …

✨ غیرِ شورُ شَر چه دارے ؟

✨ گهے مےرانے و …

✨ گه مےنوازے …

✨ بگو اے نازنین …

✨ در سر چه دارے !؟







نوع مطلب : یه عالمه ترانه، 
برچسب ها : افسونگر،
لینک های مرتبط :

28 اسفند 94 :: نویسنده : Admin

بفهم . . .


دارد ناز تو را میکشد . . .


مردی که از غرور  . . .


خورشید هم به پایش نمیرسد . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

28 اسفند 94 :: نویسنده : Admin
تو كیستی، كہ من اینگونہ بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .

تو چیستی، كہ من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشتہ، روی گردابم!

تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟
تو را كدام خدا؟
تو از كدام جہان؟
تو در كدام كرانہ، تو از كدام صدف؟
تو در كدام چمن، همره كدام نسیم؟
تو از كدام سبو؟
من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چہ كرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!

كدام نشئه دویده است از تو در تن من؟
كہ ذره های وجودم تو را كہ می بینند،
بہ رقص می آیند،
سرود میخوانند!

چہ آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو:

بہ من بگو كہ مرا از دهان شیر بگیر!
بہ من بگو كہ برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف!
ستاره ها را از آسمان بیار بہ زیر؟
ترا بہ هر چہ تو گویی، بہ دوستی سوگند
هر آنچہ خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
كہ صبر، راه درازی بہ مرگ پیوسته ست!

تو آرزوی بلندی و دست من كوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خستہ ست.
همہ وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بستہ است.

فریدون مشیری





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : تو، لیدای من، فریدون مشیری،
لینک های مرتبط : لیدای من،

26 اسفند 94 :: نویسنده : Admin
به کـســی کــه دلـش تنــگ نمـیشــه نگیـــد :


دلــــم بـــرات تنـــگه


پــاســـخش همیشــه یا لبـخنــد است


یـــــا


تــو لطـف داری ...




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : کسی که دلتنگ نمیشه،
لینک های مرتبط :

26 اسفند 94 :: نویسنده : Admin
عشـــ♥ــق مـــــــــن ... !!!

همــه جا هستـــی ....!!!

در نوشتــــــــه هایم ....

در خیــــــالم ....

در دنیــــایم ....

تنهــــــــــا جایــــی کــه بایـــد باشی و نـدارمــــــت

کنـــــارم است !!!!




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : عشق من، لیدای من،
لینک های مرتبط :

26 اسفند 94 :: نویسنده : Admin


  دلم بهانه ای میخواهد برای ادامه زندگی

مثل یک بوسه ی عاشقانه ...

که یادم بیاورد هنوز زنده ام !





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : بوسه عاشقانه،
لینک های مرتبط :

26 اسفند 94 :: نویسنده : Admin
امروز اینجا می نگارم و دوستانم را شاهد می گیرم تا هیچگاه فراموش نکنم که با تو معبود بی همتایم عهد و پیمانی بسته ام به حلاوت بودنت...

که راضی باشم به هرآنچه تو بخواهی،

شکوه و شکایتی به نزدت نیاورم،

و هیچ خواسته ای جز رضایت و خشنودی ات نداشته باشم...

اگر زندگی سخت گرفت،

اگر همه چیز برخلاف میلم شد،

اگر جایی کم آوردم...

بدانم که همیشه و همه جا نگاه تو را دارم،

و آن را با هیچ چیزی معاوضه نکنم...

فقط یک خواهش می ماند عشق حقیقی ام:

"به وقت امتحان درنظر داشته باشی که من بنده ضعیفت هستم... "




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : عشق حقیقی،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic